همیشه بر این باور بودم (و دوست دارم که حقیقت پیدا کنه) که دل من اونقدر کوچیکه که کینه و ناراحتی از کسی توش جا نمیشه! ولی نمیدونم چرا چند روزه اعصابم از دست کاراشون خرده! همشون متوجه شدن اما دلیلشو نمیدونن! نمیخوام ناراحتشون کنم!
خودمم خیلی معذبم! آخه آدم که واسه کارای نزدیکانش اینقدر بغ نمیکنه!
پ.ن. پیک نیک امروز تو باغ عالی بود!
پ.ن. کتاب "الی" از "ماریا بارت" و "فریب دل" از "تینا عبداللهی" کتابایی بود که تو این ۲-۳ روز خوندم.
۸۷/۰۵/۰۴